امروز : ۱۳۹۷/۰۸/۲۴

استیون جراردِ سرمربی؛ زیدانِ آینده یا نویلِ جدید؟/مترجم:شهراد باغستانی

 

 

 



«بازیکن بزرگ قرار نیست لزوماً یک مربی موفق شود.» جمله‌ای که بارها شنیدیم و حالا منتظر هستیم ببینیم در مورد استیون جرارد سرمربی جدید گلاسکو رنجرز هم صدق می‌کند یا خیر؟ قرار است در آینده زین‌الدین زیدان دیگری شود یا سرنوشت گری نویل در انتظار او خواهد بود؟



این کجا و آن کجا

وقتی راس ویلکینز چندی پیش در مراسم یادبود پدر مرحومش در کلیسای سنت‌لوکِ منطقه چلسی برای مردم صحبت می‌کرد به سختی کلماتی برای بیان حقیقت درباره رِی ویلکینز پیدا کرد و گفت: «فوتبال راه خودش را بدون پدر پیدا کرد، اما حقیقت ساده این است که پدر نمی‌توانست بدون فوتبال زندگی کند.» پس از دوران بلند و برجسته بازیگری رِی ویلکینز در فوتبال باقی ماند. ۲۰ سال بعد در تیم‌های متنوعی سرمربیگری کرده بود مثل کوئینزپارک‌رنجرز، فولهام و تیم ملی اردن و در تیم‌های چلسی، واتفورد، میلوال، استون‌ویلا و تیم ملی زیر ۲۱ ساله‌های انگلیس هم در سمت کمک‌مربی مشغول بود. با این حال هیچ‌کدام از این انتصاب‌ها برای او پایان خوشی نداشت. حتی زمانی که روزهای خوبی را روی نیمکت چلسی در کنار دوستش کارلو آنچلوتی سپری کرد ولی چند ماه بعد از دبلِ قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی به شکل مبهمی دوران حضورش در استمفوردبریج هم خاتمه پیدا کرد. در استون‌ویلا هم همراه با کل کادر مربیگری کنار گذاشته شد.

به عنوان کارشناس شبکه اسکای‌اسپورتس به ورزش برگشت، اما این کجا و مربیگری کجا. در فوتبال باهوش، دلسوز، خوش‌صحبت و تأثیرگذار بود، یک رهبر در رختکن. به نظر می‌رسید ویلکینز هیچ مانعی برای مدیریتِ موفقیت در دوران بازی‌اش ندارد. اما یک مسئله را باید یادآوری کنیم که تشخیص آن هم دشوار نیست، اگر مثل او بازیکن خوبی درون مستطیل سبز باشید و در بالاترین سطح و بزرگ‌ترین تیم‌ها بازی کنید سخت خواهد بود همان کیفیت را در مربیگری هم تکرار کنید. یا اینکه بهتر است بگوییم یک دوران بازی وصف‌ناپذیر و خاطره‌انگیز هیچ کسی را تبدیل به یک مربی جادوانه نخواهد کرد. مدعوین مراسم یادبود ویلکینز اشخاص متفاوتی در مربیگری بودند. برخی مثل آنتونیو کونته، روی هاجسون، کوین کیگان و گلن هادل در متن قرار گرفتند و برخی مثل جانفرانکو زولا، جان هالینز، برایان رابسون و پیتر رید به حاشیه رفتند. می‌توانید به دوران بازی این ۸ نفر نگاهی بیندازید و به این نتیجه برسید که موفقیت یا عدم موفقیت در مربیگری‌شان هیچ ارتباطی به دوران بازی نداشته.



از فرگی و مور تا استیوی و فرانکی

آیا می‌توانستید در سال ۱۹۷۴ پیش‌بینی کنید مهاجمی اسکاتلندی که چندان آوازه‌ای نداشت و هر هفته فقط ۴۰ پوند حقوق می‌گرفت بعدها بتواند ربع قرن روی نیمکت منچستریونایتد بنشیند و بزرگ‌ترین تحول قرن را در یکی از باشگاه‌های لیگ برتری رقم بزند؟ یا بابی مور کاپیتان تیم ملی انگلیس و اسطوره وستهام‌یونایتد دوران کوتاهی از مربیگری در تیم‌های سطح پایین را داشته باشد؟ نام‌های استیون جرارد و فرانک لمپارد و پتانسیلی که دارند هر کارفرما و مدیری را تحت تأثیر خودش قرار می‌دهد. هردو بیش از ۱۰۰ بازی ملی برای انگلیس انجام داده‌اند و در بالاترین سطح فوتبال بازی کرده‌اند و افتخار آفریده‌اند، مثل آن کاری که ویلکینز در دوران بازی‌اش انجام داده بود. در سالیان اخیر پس از بازنشستگی آنها را در نقش کارشناس تلویزیونی دیده‌ایم و آنجا بینش خودشان در فوتبال را نشان داده‌اند.

با این حال برای برداشتن اولین گام‌ها در مربیگری آماده می‌شوند. قطعاً جرارد و لمپارد مورد حمایت طرفداران‌شان هستند و کسانی که بازی آنها را تحسین می‌کردند انتظار دارند در مربیگری هم همان سطح از توانایی‌های‌شان را نشان بدهند. جرارد شروع خوبی در مربیگری داشت و کارش را در باشگاه خودش لیورپول با تیم زیر ۱۸ ساله‌ها و در آکادمی استارت زد. چند روز پیش هم رسماً مشخص شد اولین تجربه سرمربیگری‌اش در سطح اول فوتبال اسکاتلند و تیم پرطرفدار گلاسکو رنجرز خواهد بود. لمپارد هم در مصاحبه‌ای که هفته گذشته انجام داد موضع خودش را مشخص کرد و گفت که قصد دارد بعد از گرفتن مدرک پرولایسنس یوفا کارش را در آکادمی باشگاه چلسی آغاز کند.



زیدان شو، نویل نشو!

نمی‌توان به طور واضح درباره خوب بودن یا خوب نبودن اسطوره‌ها و ستاره‌ها در دوران مربیگری اظهار نظر کرد. از دید مثبت؛ بسیاری اعتقاد داشتند زین‌الدین زیدان با وجود دوران بسیار درخشانی که در بازیگری داشت نمی‌تواند پس از مربیگری در رئال‌مادرید کاستیا در تیم اول رئال‌مادرید موفق شود. در تیم اول باشگاه کمک‌مربی شد و جایگاهش در سانتیاگو برنابئو را ارتقا داد. حالا زیزو مردی‌ست که بدون حرف اضافی و با چهره‌ای سرد به عنوان یک سرمربی به سومین قهرمانی متوالی‌اش در لیگ قهرمانان اروپا فکر می‌کند تا بالاتر از مردان بزرگی مثل خوزه ویالونگا، میگل مونیس و ویسنته دل‌بوسکه قرار بگیرد. افتخارات او با آنها در جام‌های اروپایی هم دیگر قابل مقایسه نیست.

در سمت دیگر و از دید منفی؛ جرارد و لمپارد به خوبی آگاه هستند که گری نویل به عنوان یکی از اعضای نسل طلایی فوتبال انگلیس به طور طبیعی مردی مناسب برای مربیگری به شمار می‌رفت. روی هاجسون هم همین فکر را می‌کرد که او را برای حضور در کادر مربیگری خودش و بین دستیارانش در سال ۲۰۱۲ اتخاب کرد، اما گری ۳ سال بعد با پیشنهاد دوست تاجر سنگاپوری‌اش پذیرفت سرمربی والنسیا شود، باشگاه خوبی که شرایط وخیمی در لیگ اسپانیا داشت. اگر نویل مشکلات مربیگری در اسپانیا را می‌دانست هیچ‌گاه نمی‌پذیرفت در لالیگا کار کند. او به توانایی برادرش فیل که دستیارش در والنسیا بود تکیه کرد تا بتواند از بحران تیم را خارج کند اما عمر حضورش روی نیمکت خفاش‌ها از ۴ ماه فراتر نرفت.

استیون جرارد هم سختی‌های مشابهی را باید تحمل کند چرا که هیچ‌گاه در فوتبال اسکاتلند کار نکرده. اما حداقل او جایی خواهد رفت که کمی به آن آشناست و به فوتبال انگلیس هم نزدیک است. در اسکاتلند مردم انگلیسی صحبت می‌کنند و مثل گری نویل مشکل زبان نخواهد داشت. اما می‌دانیم که انتظارها در رنجرز بالاست حتی اشتباهات جزئی هم می‌تواند به شدت دوران حرفه‌ای استیوی در مربیگری را تحت تأثیر قرار دهد. اگر او در گلاسکو سقوط کند به سختی می‌تواند دوباره بلند شود و جراحت پس از آن هم عمیق خواهد بود. بدون شک استیون جرارد دوست دارد زیدان شود نه نویل!